عاشقانه
چیزی به من بگو ،
دستی به من بده ،
راهی به من ببخش
و آفتاب کن
که می خواهم
در چشم های تو
شب را زبون تر از همیشه به بینم !
و
طوفان شوم به سبزه
و بگذارم در باغ
هر چیز دیگر است
دریا نشین شود
و دریا
در چشم های تو
باغی چنین شود
چیزی به من بگو
دستی به من بده
راهی به من ببخش ...
اسماعیل شاهرودی
دستی به من بده ،
راهی به من ببخش
و آفتاب کن
که می خواهم
در چشم های تو
شب را زبون تر از همیشه به بینم !
و
طوفان شوم به سبزه
و بگذارم در باغ
هر چیز دیگر است
دریا نشین شود
و دریا
در چشم های تو
باغی چنین شود
چیزی به من بگو
دستی به من بده
راهی به من ببخش ...
اسماعیل شاهرودی


  نوشته شده در ساعت
